محمد رضا واليزاده معجزى
130
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
ديگر هم براى اثبات صحت گفته دكتر ستاك در دست است و چيزى كه هست چون مظفر الدين ميرزا و امير نظام در منطقه روسها و تحت نفوذ آنها درآمدند ، ظل السلطان هم به انگليسها متمايل مىباشد ولى هردو شاهزاده منتظر پيشآمد هستند كه به نفع خود با اين يا با آن دمساز گردند . ظل السلطان از پدرش تمجيد نمود به عقيده او بهترين دوره سعادت ايرانيان دوره ناصر الدين شاه مىباشد . به علاوه ملت ايران تشنه و گرسنه تمدن جديد مىباشند . شاه ايران به قدر كفايت آنها را از اين نعمتهاى تازه بهرهمند مىسازد . خلاصه شاهزاده ظل السلطان مردى تنومند ، كوتاه قد و ورزيده است . يك چشمش چپ است . نسبت به شاهزاده وليعهد مرد با اطلاع و كارى و باهوشى هست و از ملاها به سختى تنفر دارد و اكنون كه قدرتش محدود گشته ، ظاهر الصلاح و آرام به نظر مىرسد و از جهت رقابت با وليعهد هم عامل موثرى نخواهد بود و اميد پيشرفت او بسيار ضعيف است . اين ايام كه با زور اسب و پول فرماندارى يزد را هم براى خود تحصيل كرده ، فرزند ارشدش جلال الدوله را به حكومت آن شهرستان فرستاده است . " اين بود قضاوت لرد كرزن درباره ظل السلطان و شرح ملاقاتى كه در تهران با او به عمل آورده [ است . ] بهطورى كه از نوشتههاى لرد كرزن مفهوم مىشود ، ظل السلطان همانطور كه در نزد ديپلوماتهاى انگلستان دم از انگلوفيل بودن خود مىزند ، در پيش ديپلوماتهاى روس هم خود را هواخواه و عاشق تمدن و سياست روسيه معرفى كرده است . ولى نگارنده را عقيده اين است كه از عهدنامه تركمانچاى به بعد سلاطين قاجار و وليعهدها و شاهزادگان درجه اول كه نظرى به تاجوتخت ايران داشتهاند ، خود را از كمك دولت روسيه بىنياز ندانسته و مىكوشيدهاند كه خود را به آن دولت نزديك سازند و استحكام پايههاى تخت سلطنت خويش را مرهون پشتيبانى روسيه مىدانستهاند . خلاصه اينكه پايتخت ايران با مرز روسيه فاصله زيادى ندارد و لذا ظل السلطان هم به پيروى از سيره اجدادى سعى داشت خود را به روسها نزديك سازد و تا حدودى هم در اين كار توفيق حاصل كرده است . چنانكه در سال 1297 كه حكومت ايالت غربى و شمال غربى ايران به قلمرو وسيع حكومت ظل السلطان اضافه شده و وى مالك الرقاب يكسوم از سرزمين ايران شده بود ، امپراطور كل ممالك روسيه يك قطعه " سنت اندره " مكلل به الماس براى ظل السلطان فرستاده بود . شاه ايران هم آن هنگام به ظل السلطان نهايت علاقه و محبت را داشت و در تأييد امپراطورى روسيه ، يك قطعه انگشترى الماس برليان به ارشد اولاد خود مرحمت كرده بودند .